زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه هشتاد و نهم

1392/6/12 8:51
نویسنده : الی
249 بازدید
اشتراک گذاری

به نقل از الیما جون:

درست زمانی که بین همه ی اگر ها و باید و شاید ها و چون ها و چرا ها

مصصم می شوی بنشینی بر سر سجاده ی مهرش و از خدا نام مادر را التماس کنی ....

و بعد خدا منتش را ... نعمتش را.... در حقت تمام کند و نام زیبای مادر را برازنده ی باقی اسمت کند

قصه ی روزهای تنهاییت تمام می شود

یکی می آید که تو،  به لطف بودنش بهترین حس ها را تجربه می کنی و به ضمانتش وامِ مادرانگی می گیری

به همینِ تسهیل بی بدلیل ... خودت به میل خودت ، خودت را از دفتر اولویت هایِ خودت، داوطلبانه خط می زنی .... و همان یک نفر  را مادرانگی می کنی تا مرز مادر شدن و پدر شدنش و حتی بعد تر ....

درست مثل مادرت ....

دخترک یادت بماند که همه ی این ها خستگی دارد ... نگرانی دارد...

این حذفِ خودها!!!!! در خیلی از جاهایِ زندگی سخت است ... گاهی درد هم دارد

یادت بماند تصمیمی که می گیری کبری است و  خیلی بزرگ ....

مهیایش باش

اما می ارزد

همه ی همه اش

 به همان مادرانگی می ارزد

مهیایش باش

 فقط همین

پسندها (1)

نظرات (4)

مامی یاسین
12 شهریور 92 12:42
مریم.خلوت مادرانه
23 شهریور 92 12:16
سلام الی جونم حالت چطوره عزیزم خوبی؟آره خدا رو شکر الیما هم مامان شد...انشالله نفر بعدی ام خودتی قربونت برم مواظب خودت باش
مرسی گلم
ایشالا روزهای مادر شدن تو

زهرا
27 شهریور 92 19:03
خوشحال میشدم اگه مارو لینک میکردی و بیشتر بهمون سر میزدی http://khodaya.niniweblog.com/
اليما
31 شهریور 92 15:48
دختر دختر دختر چقدر يواشكي بيايم بخوانم گريه كنم بروم؟؟؟ برايِ من هم دعا كن خيلي ي ي ي